بررسی و تحلیل عناصر داستانی در دو داستان«زنی‌ که مردش را گم‌کرد!» و « به کی سلام کنم؟»

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

مدرس دانشگاه فرهنگیان شهید رجایی قزوین

چکیده

 داستان، آفرینشی هنری است که ذهن خلّاق نویسنده با الهام گرفتن از زندگی درونی و بیرونی بشر و آنچه پیرامون اوست، با عناصری بنیادین خلق می‌شود. عناصر داستان، شالوده و ساختار اصلی یک داستان را تشکیل می‌دهد که بررسی و شناخت این عناصر، مخاطب را در شناخت بهتر نویسنده اثر راهنمایی می‌کند؛ زیرا نویسنده بنا به فراخور افکار و اندیشه‌های خود، از عناصر داستانی بهره می‌گیرد و نتیجه‌ی این امر، خلق آثاری متفاوت با درون‌مایه‌ و مضمونی تأثیرگذار است.
صادق هدایت و سیمین دانشور از نویسندگان معاصری هستند که در تجربه‌های نویسندگی، اغلب مسائل و مشکلات گریبان‌گیر زنان را از موضوعات و مضامین اصلی داستان‌های خود قرار داده‌اند. مقاله حاضر نمودهای این مفهوم جامعه‌شناسانه و روان‌شناسانه را در عناصر دو داستان «زنی که مردش را گم کرد!» و «به کی سلام کنم؟» بررسی و تحلیل می‌نماید. دلیل انتخاب این دو نویسنده، تناسب موضوع در  این دو داستان رئالیستی است. در این نوشتار، در یک مقدمه و دو گفتار، با روشی توصیفی-تحلیلی با رویکردی کمی و کیفی ضمن بررسی تطبیقی عناصر داستانی، مباحث زن، جامعه، سیاست، آموزش، اقتصاد و غیره به همراه شاهد مثال، بازخوانی می‌شود و آشکار می‌گردد که در این دو اثر ، فقر موضوع محوری و تلاش برابری برابری اجتماعی پیام اصلی  نویسندگان است.

کلیدواژه‌ها