تحلیل تطبیقی «بوف‌کور» هدایت و رمان «زوربای یونانی»کازانتزاکیس

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

دانشیار دانشگاه پیام نور

چکیده

در میان ادبیات داستانی ملل مختلف گاه آثاری یافت می­شودکه هم از نظر موضوع و درون‌مایه و هم از نظر ساختار و نحوة روایت بسیار به یکدیگر شبیه‌اند. بی­گمان آن­چه در تعامل و گفت­وگوی میان آثار ادبی کشورها می‌تواند اهمیتی بیش­تر داشته باشد، آثاری هستند که در مسیر اقبال و توجه عام و خاص نقشی بنیادین در جریان­سازی ادبی و همراهی با تحولات فکری و اجتماعی ملّت خویش دارند. رمان ِمشهور «زوربای یونانی»(1946م) نوشتة نیکوس کازانتزاکیس(1883- 1957م) و بوف­کور صادق هدایت در ادبیات ایران، در این جایگاه ادبی قرار دارند. بنابر اهمیت این دو رمان در ادبیات داستانی یونان و ایران و شباهت­های کم نظیر ساختاری و محتوایی میان آن دو و اقبال گستردة نویسندگان و خوانندگان حرفه‌ای و دانشگاهی در دو کشور تلاش شده تا با رویکرد تحلیلی- تطبیقی به واکاوی این دو اثر بپردازیم. از نتایج تحقیق برمی­آید که دو رمان یادشده هم از نظر روایت خیام وار و انتقادی یا بدبینانه به زندگی و گرایش شدید به انزوا و مرگ­اندیشی و هم از نظر ساختاری و روایتگری بسیار به یکدیگر شبیه هستند.
 

کلیدواژه‌ها